• استارتاپ از نگاه یک کارآفرین سریالی در دانشگاه استنفورد

    مدتی پیش این متن رو ترجمه کرده بودم و در وبلاگ برنامه تجاری سازی شریف قرار داده بودم. به خاطر ارزشمندی محتواش دوباره در اینجا منتشرش میکنم.

    متن زیر ترجمه ی بخشی از کتاب “استارتاپ؛ ماجراجویی در دره سیلیکون”۱نوشته ی جری کپلن۲ ، کارآفرین سریالی و عضو مرکز انفورماتیک حقوقی دانشگاه استنفورد است. با مطالعه این متن می توان با استارتاپ یا همان کسب و کار نوپا و نوع فعالیت در آن و همچنین مولفه های اصلی موثر در رشد آن از نگاه جری کپلن آشنا شد.


    شرکت مدرن 
    احتمالا برترین شکل از شرکت‎های انسان‌هاست. منابع خاص به شکل نیروی کار، مواد خام و فرآوری شده، سرمایه و دانش به یکدیگر پیوسته و فرآیندی حیرت انگیز، آن‌ها را به کالا و خدمات ارزشمند‌تر تبدیل می کند. این تبدیل معجزه آسا، شبیه فرآیندی است که در آن خاک، آب، نور خورشید و یک بذر که می توان آن را به اطلاعات تشبیه کرد، با آرایش و نظمی دوباره با یکدیگر می‌آمیزند و به یک گیاه زنده تبدیل می‌شوند. شبیه گیاهان، شرکت ها نیز متولد می‌شوند، رشد می‌کنند و می‌میرند، به منابع دسترسی می‌یابند، مزاحمان را دفع می‌کنند و با دیگران رقابت می‌کنند. کسب و کارها در طول زمان رشد می‌کنند، چرا که شرکت‌های با کارآمدی کمتر جای خود را به شرکت‌های کارآمدتر می‌دهند و پس از آن عادات موفق آنان توسط دیگران تقلید می‌شود.

    در این فضا است که “بازی استارتاپ” توسعه یافت. “بازی استارتاپ” یک مسابقه پیچیده است که برای شتاب دادن به سرعت رشد شرکت‌ها ساخته شده است، که تعداد بیشماری از کارآفرینان دائما به آن مشغول‌اند. بازی استارتاپ مثل یک مسابقه‌ی زندگی، آزمایش قدرت، هدف و مهارت رقبایی است که می‌خواهند خودشان را برای به افتخار رسیدن یا مورد تمسخر قرار دادن در نگاه عمیق عموم، به رخ بکشند. چالش اصلی بر سر پیدا کردن راهی جدید یا بهتر برای کسب و کار است، جوایز نیز عبارتند از افزایش ثروت، افزایش شهرت شخصی، و کنترل داشتن بر روی سرنوشت خود. “بازی استارتاپ” برای انگیزه دادن به باهوش ترین، خلاق ترین و سخت کوش ترین افراد طراحی شده است تا استفاده از منابع موجود در جامعه را بهبود دهند، اشتغال‌زایی کنند و طیف وسیع‌تری از کالاها و خدمات با کیفیت را فراهم آورند. این جاست که بازی انجام می‌شود.

    بازی با یک کارآفرین مشتاق آغاز می‌شود که می‌خواهد به درستی پیشرفت کند و مورد آزمایش قرار گیرد. شبیه بازی‌های دیگر، بازیکن با پول مصنوعی رائج بازی، شروع می‌کند که در این مورد سهامی از یک کار ریسکی جدید است. هدف نیز ساده است ، افزایش ارزش سهم کارآفرین، چرا که زمانی که بازی تمام می شود، این سهام می تواند به شکل پول واقعی در اختیار او قرار گیرد. ترفند این کار این است که مقداری از سهام، با سه منبع ایده ، پول و افراد معاوضه شود و سپس این سه منبع برای افزایش ارزش سهام باقی مانده استفاده شوند.

    ایده ها که به اصطلاح “مالکیت فکری” نامیده می‌شوند ، شامل مفهوم اصلی کسب وکار و هر طراحی، فرآیند یا برنامه منحصر به فرد است که به وسیله‌ی آن ها کسب و کار پیگیری و دنبال می شود. مالکیت فکری به وسیله‌ی برنامه‌های محافظتی رازداری در تجارت و همچنین ثبت اختراع و پتنت و حقوق نشر و کپی رایت محافظت می‌شوند.

    پول از سرمایه گذاران و معمولا از طریق مشارکت با یک سرمایه گذار خطر پذیر وارد کار می‌شود. سرمایه گذاران خطرپذیر یا به اختصار VC ها ، یک مقدار مشخص از سهام را به صورت سهم ممتاز۳ می گیرند. این سهام حقوق معینی را از قبیل حق انتخاب کردن هیئت مدیره به سرمایه گذاران خطر پذیر اعطا می‌کند.

    افراد نیز معمولا با به خدمت گرفتن دوستان یا همکاران و با استخدام افراد نخبه دور یکدیگر جمع می‌شوند. این افراد همان کارکنان هستند که با مخلوطی از حقوق نقدی و سهام در کار دخیل می‌شوند. حقوق نقدی برای پوشش دادن هزینه‌های معقول زندگی کافی است، اما معمولا از حقوقی که کارکنان می‌توانند در یک موقعیت پایدار داشته باشند، کمتر است. سهام چیزی است که آنها واقعا به خاطر آن کار می‌کنند. این بخشی از شراکت در یک ریسک است، شانسی برای شرکت در یک بازی و هزینه کردن برای آن با کارکنان مخصوص به آن.۴

    کارآفرین سرمایه‌ی شرکت را به اندازه ی همه‌ی نیازهای خود افزایش نمی‌دهد چرا که این به معنی فروش مقدار زیادی از سهام خواهد بود. معمولا، سرمایه‌گذاری اولیه برای رسیدن به تعدادی نقطه هدف معین کفایت می‌کند. نقاط هدف انتخاب می‌شوند تا به سرمایه گذاران آینده بالقوه نشان داده شود که چشم انداز شرکت بهبود یافته است، که این باعث توجیه قیمت بیشتر برای سهام خواهد شد. بنابراین نیاز به فروش مقدار کم‌تری از سهام خواهد بود. اگر پول قبل از رسیدن به نقاط هدف تمام شود، شرکت بازی را باخته است و بازی تمام است. در این فاصله، ممکن است شرکت‌های دیگر سعی کنند، ایده ها و افراد را بدزدند یا حتی سعی کنند که پول شرکت را تمام کنند.

    سرمایه‌گذاران خطرپذیر به طور معمول، به دنبال یک امکان معقول برای سرمایه‌گذاری اصلی خود به تعداد ۵ تا ۱۰ بار در مدت ۵ سال هستند. نرخ بازده مورد انتظار سرمایه گذاران از این سرمایه گذاری ۵۰% یا بیشتر در هر سال است. هزینه‌‌ی بالای این سرمایه، بازی استارتاپ را به یک مسابقه‌ی سرعت تبدیل می‌کند.

    مرحله‎ی آخر این بازی یک رویداد مالی است که عرضه اولیه سهام۵ نام دارد. این رویداد زمانی است که شرکت برای اولین بار در لیست تبادل سهام عمومی قرار می‌گیرد که معمولا شرکت را از یک مجموعه ریسکی به یک کمپانی سودده تبدیل می‌کند. تا قبل از رسیدن به این مرحله، به صورت مجازی این امکان وجود دارد که سهام را به پول نقد تبدیل کرد. پس از عرضه اولیه سهام ، کارآفرین آزاد است تا سهام خود را به بازار بفروشد، همانطور که کارکنان نیز می توانند. این یک پایان موفقیت آمیز برای بازی استارتاپ و خلق یک شرکت قابل پذیرش است. کارآفرین اکنون می تواند پول خود را بگیرد و به خانه برود، یک شغل با ریسک کمتر، مثل مدیریت یک شرکت پایدار انتخاب کند یا اینکه دوباره تصمیم به ترقی و پیشرفت بگیرد و بازی را دوباره آغاز کند.

    ۱- Startup, A Silicon Valley Adventure
    ۲- Jerry Kaplan
    ۳- Preferred equity
    ۴- Sweat equity
    ۵- Initial public offering(IPO)

    ادامه...
  • سه مدل قرارداد برای سرمایه گذاری خطرپذیر

    مقدمه
    در پست قبلی راجع به یکی از بندهای قراردادهای سرمایه گذاری خطرپذیر که راجع به اعطای سهام(Vesting) هست، توضیحاتی دادم.همونطور که در پست قبلی نوشتم، یک سری موضوعاتی باقی موند که نوشتم در آینده توضیح میدم. موضوعی که امروز میخوام راجع بهش بنویسم مدل های مختلف قرارداد سرمایه گذاری هست که در سرمایه گذاری خطرپذیر در ایران به کار میره و هر کدوم بسته به شرایط کاربرد خودش رو داره. سه مدل که در این پست میخوام راجع بهشون بنویسم قراردادهای سهامی(Equity) ، قرارداد قرض قابل تبدیل به سهام(Convertible) و قرارداد رویالتی(Royalty) هست که نمیدونم فارسیش رو چی بنویسیم خوبه.ترجمش میشه حق الامتیاز ولی همون رویالتی رو بگیم راحت تره. اگه پیشنهادی دارید بگید.

    قراردادهای سهامی(Equity)

    این قرارداد روتین ترین قرارداد سرمایه گذاری خطرپذیر هست. که به این شکله که شما به عنوان یک استارتاپ یک فاندی میگیرید و ما به ازاش سهامی رو به سرمایه گذار واگذار می کنید. مثلا ۳۰۰ میلیون فاند میگیرید برای ۶ ماه و ۳۰ درصد از سهام رو به سرمایه گذار میدید.

    قرارداد قرض قابل تبدیل به سهام(Convertible)

    در این قرارداد شما از سرمایه گذار پول قرض میگیرید و این حق رو به سرمایه گذار میدید که در جذب سرمایه بعدیتون، یا پول رو پس بگیره و یا اینکه در شرکت سهامدار بشه اما قیمت سهامی که برای اون در نظر گرفته میشه شامل تخفیف بشه.این مدل برای زمانی خوبه که شما به عنوان استارتاپ باور دارید که ارزشگذاری تون بالاتر از ارزشگذاری ای هست که سرمایه گذار پیشنهاد میده و به نظرتون میتونید در راند بعدی جذب سرمایه با ارزشگذاری بالایی جذب سرمایه کنید و حاضرید به سرمایه گذار فعلی هم تخفیف بدید طوری که در راند بعدی جذب سرمایه هم به نفع خودتون میشه و هم به نفع سرمایه گذاری که به شما کانورتیبل داده.
    یعنی مثلا فرض کنید میرید پیش یه سرمایه گذار و ۲۰۰ میلیون تومان پول میخواید و حاضرید ۵ درصد سهام بدید یعنی ارزش post-money خودتون رو ۴ میلیارد تومان در نظر گرفتید و به نظر خودتون در ۶ ماه آینده هم چنان رشدی می کنید که میتونید در ارزشگذاری ۱۰ میلیارد تومان جذب سرمایه کنید.اما به نظر سرمایه گذار استارتاپ شما در حال حاضر ۱ میلیارد بیشتر نمی ارزه و برای ۲۰۰ میلیون تومان ۲۰ درصد سهام میخواد.
    قرارداد کانورتیبل در اینجا کاربرد داره، یعنی اینطور قرارداد ببندید که ۲۰۰ میلیون رو قرض بگیرید و به سرمایه گذار این حق رو بدید که در جذب سرمایه بعدی یا پولش رو پس بگیره و یا اینکه بتونه با تخفیف مثلا ۵۰ درصدی نسبت به ارزشگذاری در جذب سرمایه بعدی، سهامدار بشه. یعنی مثلا اگه شما بعد از ۶ ماه تونستید ۱ میلیارد تومن در ارزشگذاری ۱۰ میلیارد تومان جذب سرمایه کنید یا باید ۲۰۰ میلیون تومن سرمایه گذار اول رو پس بدید و هیچ سهامی به اون ندید و یا باید با تخفیف ۵۰ درصد یعنی ارزشگذاری ۵ میلیارد تومان، به اندازه ۲۰۰ میلیون تومن بهش سهام بدید که میشه ۴ درصد. یعنی سهامها به شکل زیر میشه:
    سرمایه گذار اول(کانورتیبل): ۴ درصد
    سرمایه گذار دوم: ۱۰ درصد
    کارآفرین ها: ۸۶ درصد

    اگه دقت کنید میبینید که در این حالت هم به نفع کارآفرینها هست و هم به نفع سرمایه گذار اول. به نفع کارآفرینهاست چون اول شما راضی بودید ۵ درصد سهام بدید ولی الان ۴ درصد سهام دادید. به نفع سرمایه گذار هست چون در طول ۶ ماه ارزش پولش ۵۰ درصد رشد کرده.

    چند تا نکته هست که در کانورتیبل باید بهش دقت کنیم:
    – گاهی اوقات کارآفرینها درک درستی از بازار ندارن و کانورتیبل میگیرن و نمی تونند برای راند بعدی خوب رشد کنن و جذب سرمایه در ارزشگذاری بالا بکنند، برای همین دقت داشته باشید که در صورتی این کار رو بکنید که پشتوانه پس دادن پول رو هم داشته باشید، البته سرمایه گذار هم خودش این رو میسنجه
    – یه المان دیگه که در کانورتیبل در نظر میگیرند سقف ارزشگذاری مورد قبول راند بعدی هست، که بهش valuation cap میگن، یعنی میگن مثلا یه کانورتیبل ۲۰۰ میلیون تومانی ۶ ماهه با ۵۰ درصد تخفیف با سقف ۸ میلیارد تومان، این یعنی ارزشگذاری مرحله بعدی جذب سرمایه اگر از ۸ میلیارد تومان بیشتر شد، سهام سرمایه گذار اول با ارزشگذاری ۸ میلیارد تومان حساب میشه، یعنی سرمایه گذاری که کانورتیبل میده نمیخواد سهامش خیلی ناچیز بشه
    – در محاسبه سهام سرمایه گذاری که کانورتیبل داده ممکنه یه سری نرخ های دیگه در نظر بگیرن مثل نرخ بهره، یا مثلا روش محاسبه رو یک مقدار تغییر بدن با منطق های مختلف، من سعی کردم ساده ترین مثالی که به ذهنم میرسه و ساده ترین روش محاسبه رو بنویسم
    نکات کلی ای که راجع به کانورتیبل به ذهنم میرسید نوشتم، اگه ابهامی هست در کامنتها بنویسید که راجع بهش صحبت کنیم

    قرارداد رویالتی(Royalty)(حق الامتیاز)
    این مدل قرارداد برای کسب و کاری خوبه که سریع به فروش منجر بشه و نقطه سر به سر خیلی دور نباشه و لزوما خیلی هم مقیاس پذیر(Scalable) نباشه، این مدل قراردادها برای سرمایه گذاری روی کسب و کارهایی که ساخت یک محصول سخت افزاری هست هم استفاده میشه و مدل مناسبیه
    قرارداد به این شکله که سرمایه گذار ما به ازای پولش سهام میگیره و این حق رو داره که از فروش محصول برداشت کنه و ما به ازاش سهام رو با قیمتی از پیش تعیین شده که نرخ مورد انتظار سرمایه گذار از سود رو برآورده کنه، به کارآفرین برگردونه
    با این کار هم نرخ مورد انتظار سرمایه گذار از سود برآورده میشه و هم سهام به کارآفرین بر می گرده
    البته سرمایه گذار همه سهام رو بر نمیگردونه و مثلا نصفش رو بر میگردونه و این حق رو برای خودش در نظر میگیره که بعد از واگذار کردن نصف سهامش تصمیم گیری کنه که آیا با همون سیستم رویالتی سهام رو واگذار کنه بهتره یا اینکه سهام رو نگه داره
    مثلا سرمایه گذار ۱۰۰ میلیون تومان سرمایه گذاری میکنه و ۲۰ درصد سهام میگیره و میگه تا ۱۰ درصد سهام رو اینجوری به کارآفرین بر میگردونم که بعد از یه مدت تنفس(که معمولا صرف آماده کردن نسخه نهایی محصول برای فروش میشه) ، ماهیانه ۱۰ درصد از فروش رو بر میدارم و ما به ازاش سهام رو با قیمتی که با نرخ مثلا ۶۰ درصد سالانه نسبت به قیمت ورودم به کسب و کار حساب میشه به کارآفرین بر می گردونم. متعهد میشم این کار رو تا زمانی ادامه بدم که ۱۰ درصد از سهام به کارآفرین واگذار بشه و بعد تصمیم میگیرم که ادامه بدم این مدل واگذاری سهام به کارآفرین رو یا خیر. یعنی ممکنه موندن داخل کسب و کار و برداشت از سود سالانه شرکت، برای سرمایه گذار به صرفه تر باشه تا خروج از شرکت با سیستم رویالتی.
    این مدل قرارداد نسبتا جدیدتر و خلاقانه تر از مدلهای دیگه هست و به درد کارهای سخت افزاری بیشتر میخوره و تطبیق دادنش با قانون تجارت ایران و اجرا کردنش با توجه به حقوق شرکتها یه سری نکاتی داره که باید پیش از بستن قرارداد بهش توجه کرد.

    در ادامه
    در پست های بعدی سعی میکنم علاوه بر مطالبی که در این پستها گفتم در آینده راجع بهشون مینویسم، راجع به بندهای حقوقی قرارداد های سرمایه گذاری بنویسم، یا اینکه با توجه به سوالها و نظرات شما موضوعات دیگری رو مطرح کنم
    خوشحال میشم اگر بخونید و نظراتتون رو بیان کنید

    به امید موفقیت روزافزون اکوسیستم کارآفرینی ایران
    ادامه دارد …

    ادامه...
  • اعطای سهام (Vesting) در سرمایه گذاری خطرپذیر

    مقدمه
    در قراردادهای سرمایه گذاری خطرپذیر بندهای مختلفی وجود داره که تعهدات و حقوق کارآفرین و سرمایه گذار رو شخص میکنه و به طور کلی به دو دسته بندهای اقتصادی(Economic Term) و بندهای کنترلی(Control Term) تقسیم میشه. بندهای اقتصادی راجع به بحثهای ارزشگذاری و میزان سهام جدید منتشر شده در اختیار سرمایه گذار و … هست و بندهای کنترلی هم راجع به تعهداتی هست که دو طرف و بیشتر کارآفرین رو شامل میشه و باعث میشه که ریسک سرمایه گذار کنترل بشه که راجع به تعدا صندلی های هیئت مدیره متعلق به سرمایه گذار و خیلی چیزای دیگه است. تصمیم گرفتم که یه سری تجربیاتی رو راجع به این بندها شروع کنم به نوشتن. اگر هم مرجعی رو میخواید که کامل بخونید راجع به قراردادهای سرمایه گذاری کتاب venture deals خیلی معروفه و دو تا vc معروف آمریکایی نوشتنش که ۲۰ سال تجربه کار vc دارن و یه کارآفرین هم داخل کتاب حاشیه هایی از دیدگاه کارآفرینی نوشته و خیلی مفید هست. در این نوشته میخوام راجع به موضوع اعطای سهام یا همون vesting به زبان خیلی ساده بنویسم و مزایاش رو برای طرفین یعنی کارآفرین و سرمایه گذار مرور کنم.

    اعطای سهام(vesting)
    بیاید ساده ترین مدل سرمایه گذاری رو در نظر بگیریم. فرض کنید یه استارتاپی دارید که دو نفرید با سهام های مساوی و میخواید اولین فاند رو براش بگیرید و یه برنامه مالی نوشتید که تا ۶ ماه، ماهیانه ۱۰ میلیون تومن هزینه پیش بینی کردید و با سرمایه گذار تفاهم کردید که ۶۰ میلیون بگیرید برای ۶ ماه و ۱۰ درصد سهام بدید.(یعنی ارزش pre-money استارتاپتون رو ۵۴۰ میلیون تومن دیدید و بعد از سرمایه گذاری سهام هر کدوم از کارآفرینها ۴۵ درصد میشه)


    حالا مسئله چیه؟

    سوال: اگه این ۶۰ میلیون رو گرفتید و دو ماه کار کردید و یکی از کارآفرینها خواست بره و دیگه نخواست بمونه تکلیف سهامش چی میشه؟ آیا مستحق داشتن ۴۵ درصد سهام تا ابد هست؟ یا اینکه دو ماه نه مثلا بعد از یک سال یا دوسال یه نفر خواست بره، مگه قرار نیست شرکت تا زمانهای زیادی باقی بمونه و رشد کنه و بزرگ بشه، آیا شخصی که تیم رو تنها میذاره و کار رو نیمه کاره رها میکنه و میره صلاحیت داشتن سهامی که از اول بهش داده شده بود رو داره؟ خوب معلومه نه چون بعد از رفتن اون فرد کلی آدم دیگه دارن در شرکت زحمت میکشن و چرا باید ارزش کار افرادی که کار میکنن به فردی که کار نمیکنه برسه؟ یا اینکه حتی کسی هم نذاره بره، بلکه تمام وقت نیاد و روی استارتاپ کار نکنه و پاره وقت جایی دیگه خودش رو مشغول کنه. خوب یه سوال: وقتی کارآفرین که مدیر شرکت هست میره و کار پاره وقت جای دیگه ای میکنه آیا میتونه روی کار استارتاپ که خیلی پیچیده است و همه چیز رو باید از صفر بسازی و بیاری بالا و کلی تمرکز نیاز داره، موفق باشه و کار رو پیش ببره؟ تجربه نشون داده که اینجا هم پاسخ منفیه. یعنی کارآفرین ها باید تا حداقل چندین سال تمام وقت روی استارتاپشون کار کنن تا بتونن اون رو به یه جایی برسونن و در صورتی که تمام وقت نباشن یا اینکه بعد از زمان کوتاهی شرکت رو ترک کنن، ریسک شکست شرکت خیلی بالا میره.

    راه حل مسئله چیه؟
    جوابی که سرمایه گذارهای خطرپذیر برای مشکلات ذکر شده در بالا بهش رسیدن و سالیان ساله که در دنیا داره انجام میشه بحث vesting یا همون اعطای سهم هست. به زبان ساده یعنی اینکه در لحظه ای که کارآفرین سرمایه رو جذب میکنه مالک سهام خودش نیست و در صورتی مالک سهام خودش میشه که تعهد کار تمام وقت تا مدت زمان مشخصی رو بده و هر چقدر بیشتر تا اون زمان بمونه درصد بیشتری از سهامش مال خودش میشه و اگه تا انتهای اون دوره بمونه تمام سهامش مال خودش میشه. مثلا اگه جزئی بخوایم بگیم به این شکل: کارآفرینان در صورتی مالک تمامی سهام خود هستند(یعنی در مثال بالا همون ۴۵ درصد از سهام کل شرکت) که تا ۵ سال به صورت تمام وقت در شرکت به فعالیت بپردازند. در صورتی که تا سال اول فعالیت تمام وقت خود در شرکت را متوقف کنند هیچ سهامی به آنها تعلق نمی گیرد. از سال دوم تا سال پنجم، به ازای هر سه ماهی که در شرکت به صورت تمام وقت بمانند ۱/۱۶ از سهامشان به نام ایشان می شود(که در مثال بالا میشه حدود ۲٫۸ درصد). سهامی که به نام کارآفرین نمیشه هم به نسبت سهم سایر سهامداران بینشون تقسیم میشه. البته این برای حالت بد قضیه است. این بند رو برای این میذارن که کارآفرین واقعا تا چند سال تمام وقت بمونه و خودش رو وقف استارتاپش کنه و افرادی که کارآفرینی رو برای راه انداختن یه استارتاپ مقیاس پذیر با رشد سریع میفهمن و میدونن که واقعا یه همچین چیزی رو میطلبه، از پذیرفتن این بند ابایی ندارن. اتفاقا برای افرادی که دقیقا با خودشون وضعیتشون معلوم نیست هم دیدن این بند خوبه، چون بیخودی وقت خودشون و پول سرمایه گذار رو تلف نمیکنن و از اول یه همچین بندی رو نمیپذیرن. این کاریه که انجام میشه در قراردادهای سرمایه گذاری و اگه بخوایم در بستر قانونی ایران با قانون تجارت ایران این بند رو پیاده کنیم یه سری ظرافت هایی داره که ما این بند رو تا به حال در تمام قراردادهامون داشتیم.

    در ادامه:
    بندهای مختلفی که در سرمایه گذاری خطرپذیر به کار میره تعدادش از انگشتان دست بیشتره و یه قرارداد سرمایه گذاری معمولا چیزی حدود ۱۰ تا ۱۵ صفحه میشه که بسته به کیس میتونه متفاوت باشه. سعی میکنم در پست های بعدی راجع به بقیه بندها هم توضیح بدم. خوشحال میشم اگر این مطلب رو بخونید و اگه جاییش رو به نظرتون خوب ننوشتم نظرتون رو بگید یا اگه سوالی هست بپرسید و بتونم جواب بدم. هدفم اینه که افراد مختلف در اکوسیستم کارآفرینی نسبت یه این موضوعات آگاهی داشته باشن و مخصوصا کارآفرینا وقتی سراغ سرمایه گذار میرن دلیل قراردادهایی که میذارن جلوشون رو بدونن.

    با آرزوی موفقیت برای اکوسیستم کارآفرینی ایران
    ادامه دارد …

    ادامه...